احمد مجاهد

مقدمه 16

جوحى ( فارسى )

« بعد ، نوادر جحا از طريق زبان تركى به زبان‌هاى ديگر ترجمه شد ، و نوادر زيادى به آن اضافه گرديد . جحا كيست ؟ « آيا انسانى به نام جحا بوده ؟ در چه زمان ؟ چه كسى و در چه زمانى نوادر او را جمع‌آورى كرده ؟ چه مقدار نوادر منسوب به او از اوست و چه مقدار از ديگران ؟ « ابن معتزّ شاعر و خليفهء خفه شده به سال 296 ه ، مىگويد : مردمان عادت كرده‌اند كه هر شعرى كه در آن اسم ليلى باشد و شاعرش معلوم نباشد ، آن را به مجنون نسبت دهند ، و هر شعرى كه در آن مضامين شراب و مجون باشد ، به ابو نواس . « بر اين قول ابن معتزّ بايد اين سخن را هم اضافه كرد كه : هر نادره‌اى كه در آن حماقت و غرائب باشد ، به جحا . « مضحكه‌هاى عرب زياداند ، از قبيل : باقل ، هبنّقه ، اشعب ، مزبّد مدينى ، كه از هريك نوادر و طرائف خندان نقل شده است ، اما هيچ‌يك به شهرت نوادر جحا نيست . و جحا بر زبان‌ها و ذهن‌ها غلبه دارد ، و در همهء متون ادب : قال جحا ، كان جحا ، جحا گفت ، جحا بود ، آمده است . « از بررسى مصادر چنين برمىآيد كه از قرن سوم هجرى ، نوادر جحا بين مردم منتشر بوده است ، و در قرن چهارم ، مردم اين نوادر را بين خودشان نقل مىكرده‌اند ، خواه از صاحب اصليش يا از ديگران ، تا جايى كه ابن نديم صاحب الفهرست و متوفّاى 385 ه ، از كتابى به نام نوادر جحا نام مىبرد بدون ذكر نام مؤلف ، كه احتمالا اين كتاب ، مأخذ ابو سعد آبى صاحب نثر الدّر ، و ديگران در قرن‌هاى بعد بوده است . « گفتيم كه نوادر جحا با نوادر ملت‌هاى ديگر مخلوط شده است . از آن جمله ، در كتاب خرافات ازوپ « 1 » كه استاد مصطفى السقّا و سعيد السحّار به عربى ترجمه

--> ( 1 ) . EZOP ، يونانى : AISOPOS ، عربى : أيسوب . افسانه‌گوى يونانى در قرن 6 و 7 قبل از ميلاد كه شخصيتى نيم افسانه‌اى دارد ، زشت و الكن و گوژپشت بود . كتاب وى در عربى به نام خرافات ازوپ ترجمه شده است و در فارسى به نام افسانه‌هاى ازوپ .